گاهی فکر مي کنم...

زندگی يعنی حرف زدن با خدا.

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی(باغ آلبالو)

خيلی وقتها هم زندگی کردن رو فراموش ميکنيم..... دوست من اگه بلاگ رولينگت فيلتر نيستُلطفا هر وقت آپ ميکنی يه پينگ هم اونجا بکن تا اسم وبلاگت بياد بالا و بفهمم آپ کردی....

فرشيد

زندگی يعنی جنگ برای غلبه به خستگی ، خدا تو قلبت هست و با چشمات همه کارهايی رو که می کنی مي بينه.... پس با خودمون حرف بزنيم و مراقب باشيم چی کار می کنيم.

مازیار

اون نوشته رو خوندم. قشنگ بود. همینه قضیه. ولی گاهی هم از دستم در میره.

آقا کوروش!

سلام مرجان خانم گل. نوشته‌هاى اخيرت انگار يکى دو قل بيشتر پخته شدن! ولى جدى مى‌گم دليل علاقه‌ام به نوشته‌هات اينه که مثل خودم بين خودها سرگردانى … راستى من يه بار خواستم اين عکس ديفالت رو عوض کنم ولى نتونستم، البته خيلى هم بهش ور نرفتم، چون وقت ندارم، مى‌تونى يه‌جور حاليم کنى که خيلى وقتم رو نگيره …

رضا

سلام مرجان. توفکرم مگه اين جملت چي داره که کسی بخواد تو کفش باشه؟ آپ ميکنی و خبر نميدی؟ تا خبرت نکنم آپ هستم سر نميزنی؟ خدا رو ولش کن بيا بهم سر بزن منتظرم.

ايمان

مرسی هنوز سرکی به ما ميزنی!مثل اينکه همه مارو يادشون رفته!بيخيال٬ دوجانبه اس! چشمات ببند...اونوقت ميبينی!