که غير از ما کسی به فکر ما نيست ...

ديشبکهپاسارگادمیگفتکارمریاشتباهه،هرچیزورزدمدوتاکلمهبهشبگم،کهبفهمهاينوسطحسزنونهایهستکهمنبهترازاونمیتونملمسشکنم،حسیاونقدرعميقکهباعثميشهفکرکنمتصميممریدرستهنتونستمبگم. لال شدم عين خيلی وقتای آشنا. بعد آرزو کرد کنکور ارشدم رو خوب بدم، و خداحافظی کرد.

من هنوز فکر می کنم تا خودمون نجات پيدا نکنيم و نکرده باشيم،نمی تونيم کسی رو نجات بديم. و غايت زندگی همين نجات و همين رهاييه.

با اينکه خيلی تنهايی ها رو گذروندم و خيلی دردها در کنارش (و البته بودن با خيلی آدم ها و خيلی حضور ها و تجربه ها هم...)اما هنوز معتقدم تنهايی، بهتر از ادامه دادن با کسيه که روحت باهاش آرام و رها نيست.

/ 3 نظر / 10 بازدید
آنيا

سلام با اجازه وبلاگتونو تو وبلاگم پيوند زدم

پاسارگاد

... که غیر از ما (کسی) به فکر ما نیست.......... آدم احساس میکنه اون ( کسی)، انقدر دور و بعیده که انگاری هیچوقت نبوده و یا همین الان اومده... مشکل اینجاست که احساس همیشه هم درست نمیگه

نرد

جون مادرت بيا وبلاگم و نظر بده جون هرکی دوس داری توروخدا