نياويزيم، نه به بند گريز، نه به دامان پناه.

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

زيبا بود

یه مرد امیدوار

و بياويزيم دست ... به دامان خدا... به صحرای وجود...و به هر آنچه که ما را ...می‌سازد...ثابت و مصمم و پر ز غرور

امير

گفتنش راحت تر از عمل کردنشه...

رسول نمازي / تحقیقات فلسفی

نمی تونم بگم آدم عميقی هستم يا نه. اما دردی که احساس می کنم از اعماق روحم سرچشمه می گيره. «در زندگی دردهایی است که همچون خوره روح آدمی را می خورد ودیوارها ی روح را می تراشند» ــ صادق هدایت گفتی بهم فکر می کنی. من هميشه از خودم می پرسم کسی توی اين دنيا جدی ميشينه به من فکر کنه ؟ همونطوری که من ميشينم ساعتها با يک نفر فکر می کنم. همون طرز فکر کردنی که يکبار سعی کردم واسه يکنفر بلند بلند بگمش و بهم گفت خوبه تو ديوانه نميشی ! شايدم شدم !

رسول نمازي / تحقیقات فلسفی

ما زندگیهای ترحم برانگیزی را می گذرانیم ما انسانهای ترحم برانگیزی هستیم دیروز به دوستی گفتم : هیچگاه اینهمه گمان از خواری و ذلت خود نمی بردم. اما حقیقت این است. ایکاش من آنجا بودم آنگاه که آن مرد می پرسید حقیقت چیست ؟ پاسخم کوتاه بود : ما به راستی که خوار و ذلیل هستیم. از این سالها برایمان هیچ بجا نخواهد ماند. این سالها همان سالهاست که می گفتم : سالهای بی خاطره ... سه شنبه ـ ۲۲ اوت ۲۰۰۶ ـ ساعت هفت و هفده دقیقه صبح * حقيقت چيست ؟ اين جمله مشهوری است که پيلات در روز به صليب کشيده شده از مسيح پرسيد.

تينا و امين

If one day you feel like crying.. call me i don't promise you that I will make you laugh, But I can cry with you If one day you want to run away.. Don't be afraid to call me. I don't promise to ask you to stay, But I can run with you. If one day you don't want to listen to anybody, Call me.. I promise to be very quiet. But, If one day you call and there is no answer.. Come fast to see me, Perhaps I need you