امروز رامو رو ديدم. بعد از چهار پنج ماه. تقريباً همه چيز مثل قبل بود، حتی بوی اون عطر لومانی، که بعد از آخرين باری که حرف زديم اصلاً ازش استفاده نکرده بودم. نگهش داشته بودم که بوش برام خاطره شه. بوی همه ی وقتايی که با هم بوديم. امروزم باز خاليش کردم رو خودم. می گفت از کارش استعفا داده. بازم سنگ بزرگ برداشته...ولی اميدوارم اين بار بتونه بزنه به هدف. و اميدوارم ديگه انقدر گير نده که "ياد" رو واسه کی نوشتم.

/ 0 نظر / 5 بازدید