کامنت رامو رو که خوندم، تازه به خودم اومدم که اين منم انقدر به هوس عشق افتادم، نه هيچ کدوم از اون مرجان ها. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اينخودخودمم. وگرنهاوناکهاکثرشوناهلاينحرفانيستن.

 

نميدونم. مثتاوونپسدادنمیمونهفکربهاينکهچیکمداشتمکهدلمهيچوقتعاشقنشد؟

ياچیزيادداشتم؟!

 

راستی روزای خوبی رو ميگذرونم. با تنهايی فصلی خودم،و با کلاس های جديدی که برای تدريس گرفتم باز. با بچه ها بودن حس جالبی بهم ميده هميشه. بعد راجبش مينويسم.

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هيچ کس

سلام خانومی.... خوبه که تو اين روزای گرم تابستون خيلی کلافه از زندگی به نظر نميرسی . نميدونم حس ترم آخری بودن چجوريه که کاری ميکنه آدم دوست داشته باشه امتحان بده . اونم از امتحانای دو هفته ای که اندازه ۱ سال انرژی آدم رو ميگيره و مجبورم بدون يک دقيقه خوابيدن همش کلم تو کتابايی باشه که اولين باره به چشم ميخوره

احسان

سلام...از من ميشنوی گرفتار عشق نشو فقط دنبال يه دونه همدم و هم صحبت خوب بگرد(نظورم از جنس مخالفه)

آنا

سلام ،‌ موفق باشی خانومی ،‌بوس

عسل بانو

سلام همشهری... اينی که نوشته بودم اين بود : ان - آ - سی - ال - فرمول نمک طعام مرسی که به وبلاگم سر زدی....

حسام

سلام.چه رشته ای ميخونی؟

حسام

فهميدم.ادبيات انگليسی.منم مترجمی ميخونم.موفق باشی.کجا تدريس ميکنی؟

پاسارگاد

باقی گذاشتن بهضی مجهولات و دادن کد برای حل اونا قشنگه.

iman

اين تنهايی فصلی گويا مسريه!خدا کنه طولانی نشه!!

ramoo

فکر ميکنی اشتباه می کنمراستی ديگه بخاطره تو sms هم نميدم.....خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟