اولين بارون پاييزی...

من به اندازه ی يک ابر دلم ميگيرد وقتی از پنجره ميبينم حوری-دختر بالغ همسايه-پای کميابترين نارون روی زمين، فقه ميخواند.    

                                         سهراب

 

از جمله گناهان کبيره، اين است که در اين هوای پاييزی و اين نم نم دلچسب و بوی خاک و بعد از ظهر های خوب اهواز و بيست و دو سالگی و طراوت تکرار ناشدنی تنت، و باران...و زير باران...و زير باران...هيچکسی را نداشته باشی که با هم عشق را لمس کنيد!

/ 6 نظر / 9 بازدید
pasargad

گاهی وقتا عجيب ميشی... حسابی عجيب ميشی.

marmari1360

Love can come again You gotta believe that Love comes again

Old Aristotle

پس چه انتظاری داری ؟! ، می خوای مردم از روی چه چیزی و بوسیله چی تو رو بشناسن و تصوری ازت درست کنند ؟ . مگه اونا بجز همین عکست و نوشته هات چیز دیگه ای هم دستشون هست که بتونن درباره تو قضاوت کنند ... ؟. اگه از این چیزا خوشت نمی آد پس به جای شاکی شدن و توهین به همه آدما ، فقط عکست رو بردار. همه مشکلات حل می شه ! . تازه مگه با این مخالفی که چشمات و گونه هات قشگند و لبخندت هم جذابه ؟! ، پس با این شرایط ، اصلا ً چرا باید ناراحت بشی ؟! . من که نمی فهمم حرف حسابت چیه و از چی شاکی ای ... .

مصطفی

سلام. خيلی سرگردانی. راهت را انتخاب کن و برو. راستی فکر نمی کنم خدا به خاطر دلبری کسی را مجازات کند.

منا

واسه اواین بار موافقم باهات ... آخ دلم گرفت مرجان ...بدجوری